خرید بک لینک
سلام...خوبید؟؟؟ چ خبرا!!!

این روزا حس ناکامی دارم...ناکامی هدفم... خدایا من برای درس خوندنم خیلی اذیت شدم..کاش پایانش ناکامی من نباشه

..

داریوش ی مدت سردرد داشت بهش گفتم:شما لطف کن برو دکتر رفتی دکتر بهم پیام بده تا قبل اون روز من کسی و ب این اسم نمیشناسم...

اونم با چندتا حرف و چیزمیز قبول کرد...

بعد چندروز پشیمون شدم..و هرچی ازون موقع تاالان بهش میگم جوابمو بده لطفا..فقط پیامو میخونه اماجواب نمیده...

چرااینطور میکنه؟

درک نمیکنم... هرچی میگم جواب نمیده...

هیهی خدا

اینم از شانس ما....

6خردادچهلم بابابزرگمه.(طرف پدری)

براش ی فاتحه اگ میشه بفرستید...ممنون همتونم...

راستی چند شب پیش از اینستاگرام برای اوا پیام فرستادم... راستش دیگ تحمل نداشتم..

اول خودمو معرفی. کردم بعدم یادآور شددم بهش ک چ توهینایی بهم کرد...و براش کل داستان و از اول تعریف گردم... کلی معذرت خواهی کرد..و گفت علی بهم چیز دیگ ای گفته بود

کاملا برعکس بود..گفته بودارتباطتتون فقط برا درس بود بعد ی مدت هم تو اویزوونش شدی..

...

دلم خیلی شکست

خدا جواب علی و بده من فقط اظهار تاسف میتونم کنم...

چ سرنوشتی... واقعا باید مواظب باشیم کسایی و وارد زندگیمون میکنیم...

چون سرنوشتمون قطعا با ورود آدما ب زندگیمون تغییر میکنه ...

ششب همتون بخیر...منتظر کامنتاتون هستم... شما هم ی شرح حالی ازخودتون بزارید تو کامنتا(بخش نظرات)

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:48

صفحه بندی